جوان نازنین در خاک رفتی
از این دنیای غم غمناک رفتی
زدی آتش به جان دوست داران
چو گل پاک آمدی و پاک رفتی

غروب روز 95/02/30 تازه تموم شده بود و هوا گرگ و میش بود ، کم کم داشت شبی خوش با امیدهای زیادی آغاز می شد ، از اونجایی که تقدیر نوشته بود و باید اینچنین می شد. در کمال ناباوری با همه امیدهایی که در دل داشت با کلی آرزو چشمانش را بست آرام آرام به خواب ابدی رفت.
گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است
می چیند آن گلی که به عالم نمونه است
******
ببوسم دستت ای بابا که پروردی مرا آزاد
بیا مادر تماشا کن که فرزندت شده داماد
به حجله میروم شادان و زخمی در(بر) بدن دارم
به جای رخت دامادی کفن خونین به تن دارم
یابه حجله میروم شادان ولی زخمی به تن دارم
گه رخت، گاه لبت، گاه سرت میبوسم
دلم آرام نگیرد، چه کنم؟ چون پدرم
او رفت ،آرام آرام رفت صحنه روزگار را ترک کرد، اما بی خبر از حال نزدیکان.
محمد عزیز لباس دامادیت را زود پوشیدی ،
او رفت و راحت شد از روزگار ،اما امان از دل مادر
فوت نابهنگام محمد عزیز را به خانواده محترم تسلیت عرض می نمانم،
"باقی عمر ایشان بقای عمر عزیزانش"

با سلام ..!!!!