خلاصه ای از زندگینامه اینجانب جاوید پایند را خدمت شما خوانندگان محترم به قلم نگارش در میاورم.
بنده جاوید پایند زاده فروردین 1362 در جزیره سیری (ولی در شناسنامه قشم ثبت شده) از توابع هرمزگان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی مدیریت حرفه ای امور اداری می باشم .
خانواده پر جمعیتی هستیم و پدر بنده حبیب پایند متولد 1337 زاده یکی از شهرهای جنوبی استان کرمان می باشد. وی در جوانی کارمند ارشد شرکت فلات قاره جزیره سیری بوده و بهمراه خانواده (زن و فززندان) در همان جا هم ساکن بوده است.که در یکی از همان سالها(1362) بنده دیده به جهان گشوده ام.
در طول دوره جنگ هشت ساله ایران و عراق جهت حفظ جان اهالی دولت تمامی ساکنان جزیره سیری را از جزیره اخراج کرده و به شهرهای اطراف هدایت کرده. که پدر بنده سرزمین ابا اجدادی خود شهر قلعه گنج ( در جنوب کرمان که در آن سالها هنوز بخش یا دهستان بوده است) را انتخاب کرده و جزیره سیری را برای همیشه به همراه خانواده ترک و شهر قلعه گنج را به عنوان محل سکونت می گزیند. و خود بر طبق وظیفه راهی جبهه حق علیه باطل میگردد.
دوره عطف زندگی بنده نیز اینگونه از شهر قلعه گنج شروع میگردد.
دوران کودکی را مثل تمام همسن و سالهای خود در زمین خاکی و زمینهای کشاورزی با شور و حواس بچگانه گذرانده. دوران دبستان را با شادی و بعنوان یک دانش آموز معمولی با نمرات نسبتآ خوب پشت سر گذاشته. در این ایم اتفاق خاصی در طول زندگی نداشته ام ولی تنها چیزی که مدام در ذهنم یادآوری میشود وضعیت اقتصادی خانواده می باشد که سختیهای زیادی را باید تحمل میکردیم . دوره متوسطه نیز شباهت زیادی به دوره دبستان داشت و به جرات میشه گفت سختیهای بیشتری را باید تحمل میکردیم. با اینکه وضعیت درس و مشق قابلی داشتم ولی هیچ گاه حریف سختیهای دوره متوسطه نشدند.
دوران دبیرستان را نمیشه توصیف کرد چرا که الان دیگه خانواده پر جمعیت بودیم و بیشتر خواهر و برادران محصل بودند و مشکلات اقتصادی فشار زیادی به روند زندگی و درس کل اعضای خانواده گذاشته بود. بهر حال در اون دوره بود که به یکسری از تواناییهای و علاقمندیهای خود (بعدآ در پستی دیگر مفصل توضیح خواهم داد) پی برده . بعله درس( اون موقع دبیرستان نظام جدید آموزشی بود) را نیمه تمام رها کرده و به دنبال شغلی موقت برای گذران دوره نوجوانی بوده.
پدر بنده در آن سالها نصایح زیادی به بنده میکرد که درس رو ادامه بده ولی گوشی بدهکار نبود.
چند سالی را با کارهای پاره وقت و موقت سر کرده که به رسم و شیوه جوانان آن منطقه عازم خدمت سربازی شده و در همان دوران در سنین کم با دختر یکی از آشنایان ازدواج کرده و نقطه عطفی در زندگی پدیدار شد.در همان دوران نیز با استفاده از هنر و استعداد خدادادی خود در عرصه موسیقی زیر نظر استاد قانعی آموزشهای لازم را دیده و در زیر نظر اداره ارشاد منطقه مشغول به فعایت در این عرصه بودم.
بلافاصله بعد از پایان خدمت سربازی در یک شرکت خصوصی در شهر عسلویه که تعدادی از آشنایان هم از قبل در آنجا مشغول به کار بوردند مشغول به کار شدم. به مدت 17 سال در آن شرکت مشغول به کار بودم. در همان دوران بود که به پیشنهاد یکی از همکاران مافوق که خود ایشان نیز در حال ادامه تحصیل جهت دریافت مدرک دکتری خود بودند با اصرار و تشویق همسرم ادامه تحصیل داده و پشت سر هم مراحل و دوره های تحصیلی را با نمرات عالی گذرانده و از همان سالها بود که مدیران مافوق و مسءول متوجه تواناییهای بنده شده و بنده را ارتقا شغلی داده و عامل تشویق و پیشرفت اینجانب شدند.
چند سالی خود را در همانجا با پست ها و مشاغل مختلف گذرانده و طی ارسال رزومه شغلی در شهر بندرعباس و مصاحبه وارد دوره جدیدی از زندگی شده که جبران تمامی سختیها و مشقتهای دوران تحصیلم شد.
الان که در خدمت شما دوستان هستم و این پست رو فی البداهه و بدون درج اولیه در چرک نویس مستقیما در اینجا تایپ میکنم. با مدرک کارشناسی مدیریت حرفه ای امور اداری در شرکتی خصوصی مشغول به کارم و خداوند را شاکرم که این تواناییها را در خودم دیده و دوستان و اطرافیان خوب و با فکری داشته ام که بندره را حمایت کرده و به این موفقیتها دست یافته ام.
پیشنهاد بنده به تمامی دوستانی که فکر میکنند تمامی درها برویشان بسته است اینه که باید بدانید که برای پیشرفت و موفقیت هیچ موقع دیر نیست

خلاصه گویم: زاده جزیره سیری، سرزمین نفت و ثروت ، در 9 فروردین سال 1362 آنگاه که روشنایی صبح از دل تاریکی خودش را بیرون کشید دیده به جهان گشود.
پدرم از سرزمین کریمان، از دیار هامون و گندم، از جنوب استان کرمان (قلعه گنج). مادرم از سرزمین خون و ایستادگی، سرزمین دلاوران 8 سال دفاع مقدس، از سرزمین آزادی و رشادت ( از خرمشهر )
ادامه دارد...

با سلام ..!!!!